سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
140
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
ترجمه و شرح : اعراب رفع در تثنيهو كلمه « كلا » مصنّف گويد : رفع تثنيه بواسطه الف است . شارح گويد : تثنيه طبق آنچه از كتاب تسهيل استفاده مىشود عبارتست از اسمى كه بردو چيز متّفق اللّفظ بواسطه زياد كردن الف و نون يا ياء و نون مكسور در آخرش دلالت كند نظير رجلان و رجلين . پس در تحقّق و وجود آن سه شرط معتبر است : الف : آنكه مدلولش دو چيز باشد بنابراين مفرد همچون « زيد » از آن خارج است . ب : لفظ آن دو چيز همچون حقيقتشان بايد متّفق و متّحد باشد بنابراين « قمران » يعنى شمس و قمر تثنيه نيست چون مدلولش در لفظ باهم متّفق نمىباشند . ج : الف و نون مكسور يا ياء و نون مكسور در آخرش زائد باشد بنابراين الفاظ : كلا و كلتا و اثنان و اثنتان بواسطه زائد نبودن الف و نون تثنيه نمىباشند . سپس مصنّف گويد : و « كلا » را نيز بواسطه الف رفع بده مشروط باينكه بضمير اضافه شود . شارح گويد : كلمه « كلا » از نظر اهل بصره اسم مفرد بوده كه بردو مذكّر اطلاق مىشود و همانطوريكه مصنّف آورده تنها در صورتى رفع آن به الف است كه بضمير اضافه شود مانند : جائنى الرّجلان كلاهما . بنابراين اگر به ضمير اضافه نشده بلكه به اسم ظاهر اضافه شده باشد